مقالات

 

فضائل و رذایل اخلاقی

                                         متن


 

مقدمه
فضائل به كارهای نیك و پسندیده ای گفته می شود كه خداوند آن كارها را تأیید و تصدیق كرده و در آیات شریف قرآن كریم ما را به انجام آنها دعوت نموده است، مانند: گذشت، فداكاری، نیكی به دیگران، تواضع، ایمان داشتن به خدا، وفاداری و...
ورذائل به كارهای زشت و بدی گفته می شود كه خداوند حكیم ما را از انجام آن كارها نهی كرده و در آیات قرآن كریم ما را از انجام آنها باز داشته است، مانند: غیبت، گناه، تهمت، سخن چینی، دروغ و….
فضائل یا رذائل اخلاقی هستند كه حالت صفت و ملكه ای نفسانی را در انسان ایجاد می كنند و بر تمام امورات زندگی تأثیر می گذارند. حال به بررسی و بیان بعضی از موارد فضائل و رذائل اخلاقی می پردازیم:

1. ایمان
ایمان عالی ترین و برترین فضائل اخلاقی است و به همین علت راههایی كه می تواند انسان را به این صفت ارزشمند برساند مانند: تفكر، اندیشه، الهامات نیك، جایگاه ویژه ای در نظام اخلاقی اسلام دارند.
لازمه ایمان كامل آن است كه هر چیز و هر كسی را كه خدا و پیامبر اكرم(ص) دوست دارند ما هم دوست داشته باشیم و نیز هر چه و هر كسی را كه خدا و پیامبر(ص) دشمن می‌دارند، ما هم دشمن بداریم.1
    آنـرا كه زمین و آسمانش جا نیسـت        بـرعرش برین و كرسـیش مأوا نیست
    اندر‌دل عاشقش بگنجد ای دوست       ایمـان است این و غیر از این معنی نیسـت2
ایمان نیرویی غیبی است، كه همواره با انسان است و در خلوت و جلوت، در وحدت و كثرت، در عزت و ذلت، و بالاخره در وطن و غربت انسان را كنترل می كند مگر ضعیف و نارسا باشد. افضل مردم، صاحبان ایمان و افضل صاحبان ایمان، اهل تقوی و افضل اهل تقوی، حامیان دین و مدافعان از حدود اسلام هستند و افضل این دسته هم شهدا می‌باشند. خلاصه حرمت هر كس به مقدار خدمت او به دین است.
          دلا یاران سه قسمند ار بدانی             زبانی انـد و نانی انـد و جانـی
          به نانی نان بده از در بدر كن             مـدارا كـن تـو بـا یـار زبـانـی
          اگر دستت رسد بر یار جانی              به راهش جان بده ار می توانی3
پیامبر اكرم(ص) فرمود:
سه خصلت است كه هر كس داشته باشد خصلتهای ایمان را به كمال رسانده است: كسی كه چون راضی شود رضایت و خشنودی،او را به گناه و باطل نكشد و چون خشمگین شود خشم او را از راه حق بدر نبرد و هر گاه قدرت یافت چیزی را كه از آن او نیست به زور نگیرد.4

1 ..1 ارزش ایمان
در بیان منزلت و جایگاه بلند ایمان، پیامبر اكرم(ص) در نصایح خود به ابوذر می‌فرماید:
ای ابوذر، هیچ چیز در نزد خداوند محبوب تر از ایمان به او و خود داری از آنچه نهی می كند، نیست.
امام صادق(ع) در توصیف جایگاه فرد مؤمن می فرماید:
هرگاه حجاب از چشمان مردم برداشته شود و به وصل میان خداوند و بنده او نظر كنند، آنگاه گردنهای آنها در مقابل مؤمنان خاضع، امور مؤمنان برای آنان، آسان و اطاعت از مؤمنان برایشان نرم و لطیف خواهد شد.
ایمان از یك سو آخرین حلقه وصل به مقام خلیفه الهی و جوار قرب معنوی است و از سوی دیگر براساس آنچه در قرآن و روایات آمده است، مبدأ و مفتاح همه صفات پسندیده نفسانی و نیكی های رفتاری، ایمان است.

2 . .1 درجات ایمان

اولا در یك تقسیم بندی،ایمان به دو نوع مستقر، و عاریتی تقسیم می شود.
ایمان مستقر، ایمانی است كه تا روز قیامت ثابت و ماندگار است. و ایمان عاریتی، ایمانی است كه قبل از مرگ، خداوند آنرا از انسان باز می گیرد.
حضرت علی(ع) نسبت به انواع ایمان می فرماید:
برخی از ایمانها در دلها برقرار است و برخی دیگر میان دلها و سینه ها عاریت و ناپایدار، تا روزگار سرآید. پس اگر از كسی بیزارید او را وا گذارید تا مرگ بر سر او آید، آنگاه از او بیزار بودن یا نبودن مشخص شود.
ثانیاً حقیقت ایمان، دارای مراتب و درجات و قابل نقصان و كاهش است. امام صادق(ع) می فرماید:
براستی كه ایمان 10 درجه است مانند نردبان كه می بایست پله پله از آن بالا رفت، پس كسی كه دارای دو درجه از ایمان است به آنكه دارای یك درجه است نباید بگوید تو را ایمانی نیست و همینطور دومی، سومی تا دهمی و آنرا كه در درجه پائین تر از اوست نباید ساقط از ایمانش پنداریم كه اگر چنین باشد آنكه در درجه بالاتر از توست می بایست تو را ساقط پندارد،بلكه وقتی كه پایین تر از خود را دیدی با مهربانی به خودت برسان، آنچه را كه توانائیش را ندارد بر او بار مكن كه كمرش خواهد شكست و بحق، كسی كه دل مؤمنی را بشكند بر او لازم است كه جبرانش كند و بهبودش بخشد.5
انسان ها سه قسم اند:
1. جاهل غافل: كسی كه از خدا بیخبر بوده و خود را بی نیاز می داند.
2. عاقل عارف: كسی كه خدا را بر همه چیز قادر و همه چیز را در اختیار او می داند و همه چیز را از او می خواهد.
3. خالص كامل: كسی كه غیر از خدا همه چیز را باطل و ناپایدار می داند و غیر از خدای متعال، حتی خودش را ندیده و ندانسته و فقط و فقط خداوند را دیده و دانسته. خود او را می خواهد و او را می داند و بس و (ما از تو نخواهیم بغیر از تو خدایا) شیوه و طریقه آنهاست.6

3 . 1 .متعلقات ایمان
همانگونه كه بعضی از میوه ها ظاهری زیبا و باطنی فاسد و گندیده دارند،همچنین است بعضی از انسانها كه ظاهری بسیار فریبنده و زیبا دارند و باطنی بسیار خبیث و خالی از ایمان و به هیچ نمی ارزند و اینان با مرگ بیدار و آگاه خواهند شد،چنانكه فاسد بودن میوه با شكافتن پوست آن ظاهر می شود.
اصلی ترین متعلقات ایمان بر پایه آنچه در قرآن و سنت معصومان(ع) آمده به قرار زیر است:

الف) ایمان به عالم غیب:
قرآن كریم یكی از شروط هدایت یابی از كتاب الهی را ایمان به غیب و قوای غیبی (ملائكه) می داند و می فرماید: این كتابی است كه در حقانیت آن هیچ شكی نیست و هدایت تقوی پیشگان است آنانكه به غیب ایمان دارند.7
هدف از عالم غیب، حقایقی است كه با حواس ظاهری قابل درك نیستند،بلكه با تفكر و یا شهود باطنی می توان به آنها دست یافت.اصولا شرط ورود به سراپرده دیانت و گذر از منجلاب مادیات، باور به غیب و حقایق و قوا و امدادهای غیبی است. حقیقت این است كه علم، عقل و ایمان ما، قدرت اصلاح و كنترل ما را ندارد، از اینرو ما همواره در خطریم، پس باید ایمان خود را به مرتبه ای كه قدرت كنترل ما را داشته باشد و موجب رضای الهی گردد برسانیم تا شاید خداوند توفیق عنایت فرماید و به تكمیل ایمان موفق بدارد كه در واقع نجات از مهالك، با ایمان كامل ممكن و میسر است.

ب) ایمان به خداوند متعال:
قرآن كریم در آیات متعددی ضرورت ایمان به خداوند متعال را یادآور می شود و می‌فرماید:پس بخدا و پیامبر او و آن نوری كه فرو فرستادیم ایمان آورید، و خدا به آنچه می كنید آگاه است.8
پیامبر اكرم(ص) در پاسخ كسی كه از علائم ایمان پرسید، فرمودند:
نشانه های ایمان 4 چیز است: اقرار به یگانگی خداوند، ایمان به او، ایمان به كتاب او و ایمان به رسولان الهی.

ج) ایمان به معاد:
قرآن كریم پس از ایمان بخدا و یگانگی او، بیشترین تأكید را بر معاد و چگونگی آن، از قبیل ایمان به سؤال در قبر، عذاب در قبر، روز رستاخیز، حسابرسی در قیامت، وجود میزان برای سنجش اعمال، عبور از صراط، وباور به بهشت و دوزخ دارد.
امام صادق(ع) می فرماید:
ایمان آن است كه آدمی دین حق را به دل بشناسد و به زبان اقرار كند و به اعضای تن وظایف آنرا انجام دهد. و به عذاب قبر و منكر و نكیر و زنده شدن بعد از مرگ و حساب و صراط و میزان اقرار داشته باشد و اگر بیزاری از دشمنان خداوند متعال نباشد، ایمانی وجود ندارد.
كسی كه به عالم مادی ایمان دارد باید در تدارك اعمال خیر باشد و گرنه پشیمان و پریشان خواهد شد و تدارك آن، در ابتدا عمل به واجبات و اجتناب از محرمات است.

د) ایمان به رسالت انبیا و كتب آسمانی:
یكی از راههای استفاده از تعالیم دینی، باور به عجز و ناتوانی انسان در شناسایی درست كمال و راه سعادت خویش و گزینش و انتخاب راه و روش درست برای راهیابی به آن است. افرادی كه در این حقیقت تردید دارند نمی توانند به رسالت انبیا و محتوای دعوت آنها ایمان داشته و بدون اعتماد و اطمینان، از خیر اندیشی هیچ خیر خواهی نمی توان استفاده كرد.
هـ) ایمان به امامت و امامان (ع):
امامت، شرط سعادت و خوشبختی و از پایه های اخلاق اسلامی است، روایات فراوانی در مورد امامت در منابع حدیثی شیعه وجود دارد. قرآن كریم می فرماید: امروز كسانی كه كافر شده اند از كار شكنی در دین شما نومید شده اند پس، از آنها نترسید و از من بترسید. امروز دین را برایتان كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام، و اسلام را برای شما بعنوان آئین برگزیدم.9
حال این سؤال مطرح است كه این روز چه روزی است؟ براساس شواهد تاریخی آنروز، روز هیجدهم ذی الحجه سال ده هجری است. و حادثه ای كه در آن روز در غدیر خم اتفاق افتاد، انتخاب حضرت علی(ع) از سوی پیامبر(ص) به جانشینی خود و شروع جریان امامت بود.
مذهب حق، مذهب اثنی عشری است و مرتبه بلندش تشیع، و مرتبه پائینش محب بودن است. لازمهٔ این مذهب تولی و تبری است ولازمه تولی و تبری، تبعیت و حفظ حرمت دین بخصوص در ایام مخصوص و اظهار ارادت به اولیاء بزرگوار دین است.

4 . 1 . شرایط ایمان
اصلی ترین شرط ایمان، انجام دادن كار نیك است. در بسیاری از آیات قرآن كریم، ایمان در كنار عمل نیك مطرح شده است و در اكثر آنها بلا فاصله عمل صالح و پسندیده مطرح شده است. لذا انجام عمل شایسته را می توان شرط بهره وری ایمان دانست. در قرآن كریم آمده است: و اما هر كه ایمان آورد پاداشی نیكو خواهد داشت.و به فرمان خود او را بكاری آسان واخواهیم داشت.10 حضرت علی(ع) می فرمایند:
كسی كه دستورات الهی را عمل كند فقط او است كه مؤمن است.

5 . .1 فواید ایمان:
مهمترین فواید ایمان عبارت است از:

الف) آرامش روحی:
یكی از بالاترین لذتها برای ما انسانها آرامش روحی و روانی است. اضطراب و نگرانی از بزرگترین دردها ومنشاء بسیاری از انحرافات می باشد. تلاش انسان برای نجات از این درد جانكاه گویای تجارب تلخ در این مورد است. خداوند متعال رسیدن به آرامش و سكون را در سایه ایمان میسر می داند و می فرماید:اوست آنكسی كه در دلهای مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ایمانی برایمان خود بیفزایند.11

ب) روشن بینی:
از نظر قرآن كریم، ایمان موجب روشن بینی و بصیرت در مقام تشخیص حق از باطل است. چنانكه می فرماید: ای كسانی كه ایمان آورده اید اگر از خدا پروا دارید برای شما نیروی تشخیص حق از باطل را قرار می دهد.12

ج) توكل بخدا:
یكی از اركان مهم زندگی سعادتمند و لذت بخش، توكل و اعتماد به خداوند است. در سایه این حالت،بسیاری از دغدغه ها از وجود آدمی رخت بر می بندد. حضرت علی(ع) می فرمایند:
ایمان بنده راست نباشد، جز آنگاه كه اعتماد او به آنچه در دست خداست بیش از اعتماد وی به آنچه در دست خود او است، باشد.

د) بركات دنیوی:
در قرآن كریم آمده: و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوی گرائیده بودند، قطعا بركاتی از آسمان و زمین برایشان می گشودیم.13
یعنی ایمان نه تنها آثار و فواید مثبت اخروی در پی دارد، بلكه موجبات نعمتها و بركات دنیوی را نیز فراهم می كند. اگر كسی در پی بهره مندی از نعمتهای دنیوی از طریق صحیح است باید در مقام جستجوی ایمان برآید. به عنوان مثال چند نفر از سادات اصفهان به خدمت مرحوم بید آبادی آمده و گفتند چشمه آبی كه از دامنه كوه جاری می شد چندی است خشك شده،دعایی كنید تا فرجی شود آن بزرگوار آیه شریفه: لو أنزلنا هذا القران علی جبل... (حشر، 59 / 21) را بر رقعه نوشته به آنها داد و فرمود اول شب آنرا بر قله آن كوه گذارده و برگردید.آنها چنین كردند و وقتی به خانه خود رسیدند صدای مهیبی از كوه بلند شد وقتی صبح از خانه بیرون آمدند دیدند كه چشمه جاری شده است.14

هـ) محبوبیت در بین مردم:
از دیگر فواید دنیوی ایمان، محبوب دل مردم شدن است. همه ما دوست داریم كه محبوب قلوب دیگران باشیم و دیگران ما را به دیده محبت بنگرند و شاهد بروز آثار محبت دیگران نسبت به خود باشیم. لذتی كه ما انسانها از اظهار محبت دیگران نسبت به خود می‌بریم آنقدر شیرین است كه هرگز حاضر نیستیم آنرا با چیزی عوض كنیم.
بدون تردید محبت ارزشمند ترین موهبت دنیوی است كه هر مشكلی را آسان و هر تلخی را شیرین و هر خاری را به گل تبدیل می كند. خداوند متعال می فرماید كه:اگر جویای محبت بی شائبه هستید، در كوی مؤمنان در آئید. و می فرماید: كسانی كه ایمان آورده و كارهای شایسته كردند به زودی خدای رحمان برای آنها محبتی در دلها قرار می دهد.15

و) سعادت اخروی:
غایت و نهایت همه فواید ایمان، سعادت و رستگاری مؤمن است. خداوند متعال در پرسشی از مؤمنان می پرسند: ای كسانی كه ایمان آورده اید آیا شما را بر تجارتی راه نمایم كه شما را از عذابی دردناك می رهاند؟ بخدا و فرستاده او بگروید و در راه خدا با مال و جانتان جهاد كنید. این گذشت و فداكاری (اگر بدانید) برای شما بهتر است.16

6 . .1 موانع ایمان
شاخص ترین موانع ایمان عبارتند از:
الف) جهل:
جهل،اعم از بسیط و مركب از موانع بزرگ ایمان است. جهل بسیط آن است كه انسان فاقد علم باشد و بر عالم نبودن خود آگاهی داشته باشد. این نوع جهالت در ابتدا مذموم و نكوهیده نیست زیرا مقدمه كسب علم است و تا آدمی خود را جاهل نبیند به جستجوی علم نمی پردازد، اما استمرار در این جهالت از زشتی های اخلاقی است. ولی جهل مركب عبارت از آن است كه آدمی عالم نبوده و بهره ای از واقعیت در ذهن ندارد ولی معتقد است كه او واقعا به حقیقت دست یافته است. او در واقع نمی داند كه نمی داند و به دو امر جاهل است. این نوع جهل از شدیدترین رذائل اخلاقی است زیرا فرد اصولا به بیماری خود آگاه نیست بلكه خود را سالم می داند. حال آنكه اولین قدم در راه اصلاح، باور به فساد است. به همین دلیل عیسی(ع) فرمود: بدرستی كه من از معالجه كور مادر زاد و بیماری پیسی عاجز نیستم ولی از درمان بیماری فرد احمق عاجز می مانم.
ب) شك و تردید:
آدمی تا چیزی را مسلم و واقعی می پندارد و هیچ نكته پنهانی نمی یابد، در پی جستجوی بیشتر بر نمی آید. حقایق زیادی هستند كه بعد از شك و تردید بدست آمده‌اند. بنابراین، گذر گاهی با ارزش و بی بدیل به سوی علم و یقین و در نهایت ایمان است. در این شكل خود نامطلوب نیست،ولی هیچ گاه نمی تواند منزلگاه خوبی باشد و اگر به عنوان مقصد و منزل باشد از آفات بزرگ ایمان است.لذا حضرت علی(ع) بشدت از شك و تردید نهی كرده و می فرماید:
تردید و دو دلی به خود راه ندهید تا به شك افتید،و شك نكنید تا كافر شوید.
ج) وسوسه های شیطانی:
یكی از عوامل باز دارنده و مانع از كمال انسان و سد راه تكامل او، شیطان است كه نمی گذارد انسان وارد صراط مستقیم حق شود و یا اگر وارد شده به راه خود ادامه دهد. شیطان هیچ نوع سلطه ای كه منافی با اختیار ما انسانها باشد ندارد بلكه نقش شیطان تنها تزئین و دعوت است، یعنی كارهای زشت را در نظر انسان زیبا جلوه داده و سپس انسان را دعوت به انجام آن می كند. وسوسه های شیطانی از آفات ایمان است و باید با آنها مبارزه كرد. قرآن كریم از زبان شیطان می گوید:من بندگانت را از راه راست گمراه گردانم، آنگاه از پیش روی و از پشت سر و طرف راست و چپ آنان در می آیم.17
بنابراین وجود شیطان جز مقدمات كمال انسان است كه حتما باید وجود داشته باشد وگرنه انسان به كمال نهایی خود نمی رسد. وجود شیطان و وسوسه های شیطانی است كه باعث می شود انسان خود را در پیچدگی های راه كمال و سعادت محك زده و تقوی و ایمان خود را تكامل بخشد.
د) كفر و شرك:
حضرت امام باقر(ع) می فرمایند:
هر چیزی كه انكار و نفی آنرا با خود بیاورد، آن چیز كفر است. و در جایی دیگر از ایشان نقل است كه فرمودند:بخدا قسم كه كفر دیرینه تر و پلیدتر و بدتر از شرك است. حضرت سپس، كفر ابلیس را یادآور شد، آن هنگام كه خداوند به او فرمود: به آدم سجده كن اما او سجده نكرد. پس كفر بدتر و بزرگتر از شرك است. لذاهر كس خواست خود را برخواست خدا بر گزیند و از اطاعت سرباز زند و در انجام گناهان كبیره مداومت ورزد، او كافر است و هر كه دینی غیر از دین مؤمنان داشته باشد مشرك است. انسان اگر به هنگام عمل طالب دیدن و دانستن دیگران باشد و ندانستن مردم در عمل او اثر گذارد، این شرك است و اما اگر رضای مردم در طول رضای الهی باشد، صحیح است، چون هدف همان رضای الهی است نه غیر آن.18

2. محبت و عشق به خداوند یكتا
ما انسانها زمانی كه محبت و عشق می ورزیدم احساس لذت و خوشبختی می كنیم، و زمانی كه در حال نفرت هستیم احساس گرفتگی و رنج داریم، چون كمال انسان و سعادتمندی او زندگی لذت بخش و بدون درد است و تحقق این هدف فقط در سایه زندگی محبت آمیز و حیات عاشقانه میسر است. میزان سعادتمندی انسان وابسته به درجه محبت اوست و سطح محبت و عشق او را در اندازه های كمال و جمال محبوب باید جست. محبت پروردگار پاداشی است كه خداوند در قرآن كریم به بندگان خاص خود بشارت می دهد.19
حضرت امام خمینی(ره) در مورد عشق و محبت به خداوند می فرمایند:
آن دل كه بیاد تو نباشد دل نیست                       قلبی كه به عشقت نتپد جز گل نیست
آنكس كه ندارد به سر كوی تو راه                       از زندگی بی ثمرش حاصل نیست20
پیامبر اكرم(ص) :
خدای عزوجل می فرماید هرگاه اشتغال به من بر جان بنده غالب آید، خواهش و لذت او را در یاد خود قرار دهم و چون خواهش و لذتش را در یاد خودم قرار دهم عاشق من گردد و من نیز عاشق او. و چون عاشق یكدیگر شدیم پرده میان خود و او را بالا زنم و مشاهده جمال و جلال خود را بر جان او مسلط گردانم.به طوری كه وقتی مردم دچار سهو و اشتباه می شوند، او دستخوش سهو نمی شود.21
اگر محبت خدا می خواهید، باید رابطه تان با خدا محكم باشد. ویقین داشته باشید كه گناه، محبت خدا را می برد نه تنها محبت خدا را می برد بلكه كم كم آدم را خدا نشناس می كند، كم كم انسان از خدا غفلت پیدا می كند، دیگر چیزی جز آن بتی كه بر دلش حكومت دارد، نمی بیند. اگر می خواهید خدا را بشناسید، رابطه تان را با خدا محكم كنید.اگر می خواهید محبت خدا پیدا كنید، رابطه با خدا پیدا كنید. اگر می خواهید قرآن و پیامبر(ص) را بشناسید، رابطه با خدا پیدا كنید. اگر محبت پیامبر و قرآن داشته باشید، رابطه تان با خدا محكم باشد.22

1 . 2 . انواع دگر دوستی
عالمان اخلاق برای دگر دوستی 4 شكل مختلف را بیان كردند:
الف) محبت فرد به دیگری برای خودش و نه به دلیل اینكه راهی است برای رسیدن به محبوب. چرا كه خود او دوست و صاحب جمال یا كمال می یابد و از دیدن او لذت می‌برد.گاهی نیز این قبیل دوستی به دلیل نوعی همگونی، درونی و مخفی است بدون اینكه زیبایی و كمالی در وی باشد. این نوع دگر دوستی، از نوع دوستی برای خدا محسوب نمی شود ولی خود بخود هم مذموم نیست،بلكه یكی از خواهش های نفسانی انسان است.
ب) محبت انسان به دیگری به عنوان وسیله و ابزاری برای رسیدن به محبوب كه برای او منافع دنیوی دارد. بدیهی است این قبیل دوستی ها نیز محبت برای خداوند محسوب نمی شود.
ج) دوست داشتن دیگری به عنوان وسیله ای كه او را به هدفی می رساند كه آن هدف برای او آسان و فواید مثبت اخروی دارد، مثلا محبتی كه معلم و استاد به دانشجویان خود دارد، زیرا بواسطه وجود شاگردان است كه به مقام معلمی راه یافته است.
د) محبت به دیگران فقط برای خداوند، نه از آن رو كه از علم یا عمل او بهره مند شود و یا او را وسیله رسیدن به هدف دیگری قرار دهد، بلكه به دلیل آنكه او نسبتی با خداوند دارد.

2 . 2 . فضیلت محبت به خدا
امام باقر(ع) نشانه بهره مندی انسان را از خیر و صلاح، دوستی برای خدا می داند، آنجا كه می فرماید: هرگاه خواستی بدانی كه در تو خیری است به دلت نگاه كن، اگر اهل اطاعت خدا را دوست و اهل معصیت خدا را دشمن داشتی، در تو خیر است و خدا هم تو را دوست دارد ولی اگر اهل اطاعت خدا را دشمن و اهل معصیت خدا را دوست داشتی خیری در تو نیست و خدا نیز تو را دشمن می دارد.
یكی از یاران امام صادق(ع) از ایشان پرسید آیا دوستی و دشمنی، از ایمان شمرده می‌شود؟ امام(ع) پاسخ داد: مگر ایمان چیزی جز دوستی و دشمنی است؟

2 . 3 .آثار محبت به خداوند
الف) نصیحت و خیر خواهی:
یعنی انسان نبست به بهره مندی دیگران از نعمتهای الهی خشنود بوده و رسیدن بلا و شر به آنان برایش ناخوشایند باشد. لازمه این خیر خواهی آن است كه انسان، دیگران را نسبت به آنچه خیر و صلاحشان در آن است، هدایت كند. وقتی از پیامبر اكرم(ص) درباره نشانه های نصیحت و خیر خواهی افراد پرسیدند، فرمود: نشانه فرد خیر خواه چهار چیز است: به حق قضاوت می كند و از خود به دیگران حق می دهد، برای مردم همان را می پسندد كه برای خود می پسندد و به حق هیچ كس دست درازی نمی كند.
ب) خوش بینی به مؤمنان:
قرآن كریم در موارد بسیاری به نكوهش بدبینی به مؤمنان می پردازد چنانكه می فرماید: ای كسانی كه ایمان آورده اید از بسیاری از گمانها بپرهیزید كه پاره ای گمانها گناه هست.23
بدیهی است كه مراد از گمانهایی كه باید از آنها خودداری كرد گمانهای ناروا است، یعنی سوء ظن. حضرت علی(ع) در ضرورت خوش بینی به مؤمنان می فرماید:
رفتار برادرت را به بهترین وجه حمل كن تا زمانی كه كاری از او سر زند كه راه توجیه را بر تو ببندد. و هیچ گاه به سخنی كه از دهان برادرت بیرون می آید، تا وقتی كه برای آن جایگاه خوبی می یابی، گمان بد مبر.

4 . 2 . موانع دوستی برای خدا
الف) حسادت:
حسادت كه از رذائل اخلاقی می باشد عبارت از این است كه انسان در دل تمنای محرومیت كسی را از نعمتی كه استحقاق آنرا دارد، داشته باشد. از نظر علمای اخلاق، حسد یعنی آرزوی زوال نعمتی را كه صلاح فرد مسلمان در برخورداری از آن است، ولی هر گاه آرزوی او داشتن نعمتی باشد كه دیگری از آن برخوردار است، به چنین حالتی غبطه و منافسه می گویند.
واژه حسد در قرآن كریم 5 بار به شكل های مختلف مطرح شده است كه همه آنها بر مذمت حسد دلالت دارند،از جمله در آیات 1 و 2 و 5 سورهٔ مباركه فلق،خداوند به پیامبر اكرم(ص) دستور می دهد كه از همه شرور و از جمله حسادت حسودان به خداوند یكتا پناه برد: بگو: پناه می برم به پروردگار سپیده دم از شر آنچه آفریده،… و از شر هر حسود، آنگاه كه حسد ورزد.
داود رقی از حضرت صادق(ع) و آن بزرگوار نیز از جدش پیامبر اسلام نقل می كند كه حضرت فرمود:خداوند متعال به موسی ابن عمران(ع) خطاب كرد:
یا ابن عمران ابدا حسد مكن به نعمتی كه به مردم تفضل نمودم و چشم خود را به آن مدوز زیرا حسد كننده به نعمتهای من غضبناك است،می خواهد جلوگیری كند از قسمتی كه بین مردم تقسیم كردم و كسی كه دارای این خصلت باشد پس من از او نیستم و او از من نیست.24
ب) مراتب حسد:
الف) اینكه انسان در دل تمنای زوال نعمت را از دیگری داشته باشد، اگرچه آن نعمت بدست او نرسد، این بدترین نوع حسادت است.
ب) خواهش زوال نعمت از دیگری، برای رسیدن خود به آن، مثلا دوست دارد كه به مقامی خاص دست یابد و چون برخورداری او از این مقام متوقف بر سلب و زوال آن از دیگری است، زوال آنرا از دیگری تمنا می كند.
ج) مشابه نعمتی را كه دیگری دارد، و اگر خود به آن نعمت دست نیافت دوست دارد كه از دیگری نیز سلب شود و اگر بتواند در جهت سلب آن از دیگری تلاش می كند.
د) همان حالت سوم، با این تفاوت كه قوت عقل و دین او مانع از آن می شود كه در جهت سلب آن از دیگری اقدام كند و از این حالت نفسانی، خود ـ یعنی تمنای سلب نعمت از دیگری ـ ناخشنود و خشمگین است.این حالت نفسانی هرچند ناپسند است، موجب عذاب الهی نمی شود و امیدی به رستگاری چنین شخصی وجود دارد.25
ج) حقد وكینه توزی:
حقد،عبارت است از داشتن عداوت و دشمنی دیگری در دل و انتظار فرصت مناسب برای ابراز آن.در واقع حقد، خشم و غضبی است كه امكان ظهور و بروز نیافته است و سركوب شده و در دل می ماند تا روزی فرصت بروز پیدا كند.
روزی پیامبر اكرم(ص) از مردم پرسیدند آیا شما را از كم شباهت ترین تان بخودم آگاه سازم؟ عرض كردند:بلی.فرمود:زشت گوی بی آبروی بی شرم، بخیل، متكبر، كینه توز، حسود، سنگ دل. كسی كه هیچ خیری از او بر نمی خیزد و كسی از شرش در امان نیست.
درباره عوامل و موجبات كینه توزی از امام علی(ع) نقل شده است:
بپرهیز از بیان علم نزد كسی كه اشتیاقی به آن ندارد و از بیان مقام شرافت گذشته در نزد كسی كه گذشته افتخار آمیزی ندارد، زیرا این امر موجب كینه توزی او نسبت به تو می شود.

3. توكل
توكل یعنی اعتماد و اطمینان قلبی انسان به خدا در تمام امور خویش و بیزاری از هر قدرتی غیر از او.تحقق این حالت در انسان بستگی به درجه ایمان و یقین و قوت قلب او نسبت به اینكه هیچ قوت و قدرتی جدا از خداوند در كار عالم اثر گذار نیست و تمام علل و اسباب مقهور قدرت الهی هستند و تحت اراده او عمل می كنند كه خود در واقع مرتبه‌ای از مراتب توحید است. لذا ریشه و اساس توكل، توحید است و جز با حصول توحید شكل نمی گیرد.
 درجات توكل:
الف) اولین درجه توكل به خداوند آن است كه اعتماد و اطمینان انسان به او همانند اعتمادش به وكیلی است كه برای انجام كارهایش انتخاب می كند. در واقع پائین ترین درجه توكل است.
ب) در درجه دوم توكل، انسان از اصل توكل غافل و در وكیل خود یعنی خداوند فانی است، برخلاف نوع اول كه توجه فرد بیشتر به رابطه قراردادی وكالت است. این درجه از توكل كمتر ایجاد شده و زودتر از بین می رود و تنها برای افراد خاص حاصل می شود. فرد در این حالت عمده تلاش خود را صرف دعا و گریه به درگاه خدا می كند.
ج) عالی ترین درجه توكل آن است كه انسان تمام حركات و سكنات خود را بدست خداوند ببیند. تفاوت این نوع از توكل با نوع دوم در این است كه در اینجا شخص حتی التماس و درخواست و تضرع و دعا راهم رها می كند و باور دارد خداوند امور را به حكمت خود تدبیر می كند. نمونه واقعی این نوع توكل، حضرت ابراهیم است زیرا هنگامی كه نمرودیان خواستند او را در آتش بیندازند فرشته الهی به او یادآوری می كند كه از خداوند درخواست یاری ونجات نماید ولی او در پاسخ می گوید اطلاع خداوند از حال من مرا بی نیاز از درخواست نجات از او می كند.26

4. انكسار نفس
هدف از انكسار نفس و خود شكنی، آن است كه انسان بدون اینكه خود را با دیگران مقایسه كند، خود را كوچك شمرده و از خود راضی نباشد. خود شكنی، منشأ تواضع است و بدون آن، تواضع محقق نمی شود. در مقابل هر عمل خوبی موانعی وجود دارد.
موانع انكسار نفس عبارتند از:
الف) خود پسندی یا عجب:
عجب از رذایل اخلاقی است و عبارت است از بزرگ پنداشتن خود به دلیل كمالی كه فرد در خود می بیند، چه اینكه در واقع چنین كمالی را داشته باشد یا نه، اعم از آنكه، آنچه را كه او كمال پنداشته است در واقع كما ل باشد یا خیر، لذا در خودپسندی نیز همانند انكسار نفس و فروتنی، مقایسه با دیگران وجود ندارد و شخص بدون اینكه خود را با دیگران مقایسه كند، به دلیل تصور وجود كمالی واقعی یا خیالی از خود راضی و خشنود است، بر خلاف (كبر) كه فرد متكبر علاوه بر خشنودی از خود، خود را با دیگران مقایسه كرده، و از آنان برتر می داند و نوعی حق و مزیت برای خود در قبال دیگران قائل است. امام صادق(ع) می فرماید: هر كس دچار عجب شود هلاك می شود.27
ب) غرور:
غرور از رذایل اخلاقی می باشد و عبارت است از اطمینان و آرامش قلب نسبت به آنچه كه با هوای نفس موافق بوده و طبیعت انسان به آن تمایل داشته باشد. منشأ این گرایش،جهالت یا وسوسه های شیطانی است، بنابراین كسی كه براساس اوهام و شبهات، خود را برتر می داند در واقع فریب خورده و مغرور گشته است و ارزیابی درستی از خود و كار خود ندارد مانند كسی كه از راه حرام مالی بدست آورد و آنرا در راههای خیر مانند ساختن مسجد، مدرسه، سیر كردن گرسنگان مصرف كند، با این خیال كه در راه خیر و سعادت گام بر می دارد. حال آنكه مغرور است. حضرت علی(ع) می فرماید:
 كسانی كه مست غفلت و غرور هستند خیلی دیرتر از مست شدگان به هوش می‌آیند.28
حضرت امام خمینی(ره) در مورد غرور می فرمایند:
گر نیست شوی كوس انا الحق نـزنی               با دعوی پـوچ خود معـلق نـزنـی
تا خود بینـی تو مشركی بیـش نه ای               بیخود بشوی كه لاف مطلق نزنی29

5. تواضع
مفهوم تواضع آن است كه انسان در مقایسه با دیگران برای خود امتیاز و برتری قائل نشود، وجود چنین حالتی در فرد باعث می شود كه دیگران را بزرگ و گرامی بدارد.
تواضع در نقطه مقابل كبر و تكبر قرار دارد. خداوند متعال در مورد تواضع و فروتنی می فرماید: و بندگان خدای رحمان كسانی هستند كه در روی زمین به نرمی گام بر می‌دارند و آنگه كه نادانان ایشان را خطاب كنند به ملایمت پاسخ می دهند.30

نشانه های فرد متواضع:
1. شخص فروتن به نشستن در پایین مجلس رضایت می دهد.
2. فرد متواضع در سلام كردن از دیگران پیشی می گیرد.
3. از مجادله خودداری می كند، گرچه حق با او باشد.
4. دوست ندارد كه او را به پرهیزگاری بستایند.31
مجتهد یا طبیب یا مهندس باید تواضعش را از دست ندهد، خودش را با فرد عامی فرق نگذارد، همان طور كه فرد میلیونر نباید فرقی برای خودش با فرد فقیر قائل شود، یعنی فردی كه مجتهد شد نباید به خودش بنازد و به دیگران به چشم حقارت بنگرد و توقع اكرام و احترام داشته باشد،اما وظیفه دیگران است كه او را گرامی دارند. صاحب هر علمی را باید گرامی داشت مخصوصا علم دین كه گرامی داشتن او، گرامی داشتن رسول خدا(ص) است همانطور كه اهانت به عالم، اهانت به رسول خدا(ص) است.32

6. حلم و كظم غیظ
حلم به معنی تأمل، تأنی، درنگ و عدم شتاب در كارها می باشد. حلیم كسی است كه اگرچه حق با اوست ولی در مجازات جاهلان شتاب نمی كند. و در مقابل هیجان، خشم و غضب ناشی از رفتار جاهلانه فرد متقابل،خویشتن داری می كند. در مورد تفاوت حلم و كظم غیظ گفته اند:
كظم غیظ تنها پس از پیدایش خشم و غضب آن را تضعیف كرده و فرو می نشاند. لذا حلم از پیدایش غضب بی جا پیشگیری می كند ولی كظم غیظ بعد از پیدایش آن، از بروز آثارش جلوگیری كرده و در واقع آنرا درمان می كند.
امام علی(ع) می فرماید:
حلم پرده ای است پوشاننده، و عقل شمشیری است بران، پس كمبودهای اخلاقی خود را با بردباری بپوشان، و هوای نفس خود را با شمشیر عقل بكش.
پیامبر اكرم(ص) در فضیلت فرو خوردن چشم فرموده است:
از محبوب ترین راههای وصول انسان به خداوند، نوشیدن دو جرعه است: جرعه خشمی كه با خویشتن داری فرو خورده و بر طرف گردد، و جرعه مصیبتی كه با صبر و بردباری زائل شود.

7. حیا
حیا،از مهمترین صفات است كه تأثیر فراوانی بر حوزه های مختلف زندگی دارد. حیا در لغت به معنی شرمساری و خجالت است كه در مقابل آن (وقاحت) و بی شرمی قرار دارد. حیا نوعی انقباض و انفعال نفسانی است كه موجب خودداری از انجام امور ناپسند در انسان می شود و منشأ آن ترس از سرزنش دیگران است.
حیا دارای سه ركن اصلی است: فاعل، ناظر و فعل.
فاعل: شخصی است برخوردار از كرامت و بزرگواری نفسانی.
ناظر: شخصی است كه مقام و منزلت او در چشم فاعل، عظیم و شایسته احترام باشد.
فعل: كه ركن سوم برای تحقق حیا است، فعل ناپسند و زشت است.
امام صادق(ع) در مورد جایگاه حیا می فرماید:
مكارم اخلاق یكی بسته به دیگری است، خداوند آنها را به هر كه خود بخواهد، می دهد. ممكن است در مرد باشد و در فرزندش نباشد. در بنده باشد و در مولای او نباشد. كه عبارتند از راستگویی، صداقت، بخشش به مسكین، جبران كردن خوبیها، امانتداری، صله رحم. دوستی و مهربانی با همسایه، میهمان نوازی و در رأس همه آنها حیا.
امام علی(ع) می فرمایند:
كسی كه از گفتن حق شرم دارد، احمق است.
حیا دو گونه است حیای ناشی از خرد و حیای برخاسته از نابخردی. حیای خرد خیز،دانش است و حیای نابخردانه، جهل و نادانی است.33

8. عفت
عفت در لغت به معنی خودداری از انجام امر قبیح و ناپسند است.34 در اصطلاح علم اخلاق عفت عبارت است از صفتی نفسانی كه از غلبه و حاكمیت شهوات (شامل شهوت شكم، خوراك، شهوت جنسی، شهوت حرف زدن، نگاه كردن و…) بر انسان جلوگیری می كند. حقیقت عفت در آن است كه در چگونگی برخورداری از غرایز و شهوات همواره حاكمیت عقل و شرع جایگزین شهوات گردد.
امام باقر(ع) در مورد عفت می فرمایند:
هیچ عبادتی نزد خداوند برتر از عفت شكم و دامن نیست.

9. صبر
صبر در لغت به معنای حبس و در تنگنا و محدویت قرار دادن است.در فرهنگ اخلاقی عبارت است از وادار كردن نفس به انجام آنچه كه عقل و شرع اقتضا می كنند و بازداشتن از آنچه عقل و شرع نهی می كند. صبر داری دو جهت عمده است: از یك سو گرایش ها و تمایلات غریزی و نفسانی انسان را حبس و در قلمرو عقل و شرع محدود می‌كند و از سوی دیگر از مسؤولیت گریزی در برابر عقل و شرع باز داشته و آنرا وادار می‌كند كه زحمت و دشواری پایبندی به وظایف الهی را بر خود هموار سازد.35
پیامبر اكرم(ص) در مورد نشانه های فرد صابر می فرمایند:
 اول آنكه تنبلی نمی ورزد، دوم آنكه افسرده و دلتنگ نمی شود و سوم آنكه از پروردگار خود شكوه نمی كند زیرا اگر تنبل باشد حق را فرو می گذارد و اگر افسرده و دلتنگ باشد، شكر نمی گذارد و اگر از پروردگارش شكایت كند، معصیت او كرده است.
رسول اكرم(ص) می فرمایند:
مؤمنی كه با مردم می آمیزد و آزار آنانرا تحمل می كند در پیشگاه الهی اجرش بزرگتر از آن مؤمنی است كه با مردم آمیزش و رفت و آمد ندارد و بر اذیت آنها صبر نمی كند.36
پیامبر اكرم(ص) فرمودند:
نشانه فرد صابر سه چیز است: اول آنكه تنبلی نمی ورزد، دوم آنكه افسرده و دلتنگ نمی شود و سوم آنكه از پروردگار خود شكوه نمی كند، زیرا اگر تنبل باشد حق را فرو می‌گذارد و اگر افسرده و دلتنگ باشد، شكر نمی گذارد و اگر از پروردگارش شگایت كند معصیت او كرده است.37
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. بصیری خویی، حاج شیخ حسن، آئینه بصیرت یا آرام بخش روح / 114.
2. امام خمینی(ره)، دیوان/ 199.
3. آئینه بصیرت یا آرام بخش روح / 167.
4. محمدی ری شهری، محمد، مترجم: شیخی،حمید رضا، میزان الحكمه، 1/ 371.
5. كلینی، محمد ابن یعقوب، اصول كافی، 2 / 45.
6. آئینه بصیرت یا آرام بخش روح / 178.
7. سوره بقره، آیهٔ 2.
8. سوره تغابن، آیهٔ 8.
9. سوره مائده، آیهٔ 3.
10. سوره كهف، آیهٔ 88.
11. سوره فتح، آیهٔ 4.
12. سوره انفال، آیهٔ 29.
13. سوره اعراف، آیهٔ 96.
14. دستغیب، سید عبد الرحمن، داستانهای شگفت/61.
15. سوره مریم، آیه 96.
16. سوره صف، آیه 11 ـ 10.
17. سوره اعراف، آیهٔ 17 ـ 16.
18. آئینه بصیرت یا آرام بخش روح / 276.
19. دیلمی، احمد، آذربایجانی، مسعود، اخلاق اسلامی / 80.
20. دیوان امام(ره) / 199.
21. میزان الحكمه، 8 / 3791.
22. مظاهری، حسین، جهد با نفس، 3 / 72.
23. سوره حجرات، آیه 12.
24. مصری خوئی، سید محمد، كرامات مرحوم آقا میر فتاح / 32.
25. نراقی، ملا مهدی، جامع السعادات / 199 ـ 198.
26. دیلمی، اخلاق اسلامی / 90 ــ 89.
27. شبر، سید عبد الله، مترجم: جباران، محمد رضا، الاخلاق / 277.
28. فرید مرتضی، الحدیث، روایات تربیتی از مكتب اهل بیت(ع)، 2 / 343.
29. دیوان امام(ره) / 246.
30. سوره فرقان، آیهٔ 63.
31. دیلمی،اخلاق اسلامی / 106.
32. دستغیب، اخلاق اسلامی / 135 ــ 134.
33. میزان الحكمه، 3 / 1357.
34. ابن منظور، لسان العرب، 9 / 253.
35. دیلمی، اخلاق اسلامی / 157.
36. روایات تربیتی از مكتب اهل بیت(ع)، 1 / 85.
37. میزان الحكمه، 6 / 2973.
نویسنده : آمنه شاهنده،عضو هیأت علمی دانشگاه پیام نور آذربایجان غربی

منبع : فصلنامه بینات، شماره 58


 

برداشتبرای دیدن نظرات یا نظر دادن کلیک کنید (0)
 

1389/04/26

انصاری
quranica@qurancity.ir

  


 

بالای صفحه
2
علوم قرآن
معارف قرآن
فهرست موضوعي
1