| ![]() |
|
| |
| | |
| تزکیه در قرآن (3) |
متن
|
درآمد
قرآن هفت دریای مفاهیم است و هفت آسمان بینایی، و از كران تا كران آن را نتوان پیمود، بی آن كه در آیه آیهٔ آن غرق شد، و اگر چه نتوان بحر را در كوزه ریخت اما به استعداد میتوان از آن جرعهای برگرفت كه:
آب دریا را اگر نتوان كشید هم به قدر تشنگی باید چشید
در این جستوجوی بایسته، جویباری از اقیانوس را توان پیمود و در میان دفینههای قیمتیاش، دُرّی را توان جست. بر این مبنا، این نوشتار، با نام تزكیه در قرآن، به یكی از دُرر قرآن پرداخته و آن را از دیدگاه مفسّران و واژه شناسان به كاوش نشسته است.
موارد استعمال و كاركرد آن را در آیات مختلف بررسی كرده و به چیستی و چگونگیاش پرداخته و در حد توان آن را كاویدهایم.
بخش پیشین این مقاله، سعی بر یافتن پرسشهایی در این باره داشت و اینك بخش دیگری از آن به بهرهٔ عملی و ثمرهٔ عینی آن میپردازد.
نمونهٔ قرآنی تزكیه
«قُل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلك ازكی لهم انّ اللّه خبیر بما یصنعون» (نور، 24/30) مؤمنان را بگو كه دیدگان خویش را فرو دارند و شرمگاههای خود را نگاه دارند، این برای آنان پاكیزهتر است، كه خدا به كارهایی كه میكنند، آگاه است.1
یكی از راهكارهای رفتاری ورهنمودهای اندیشهای در پیراستن و به ویژه آراستن نفس،نگهداشت ونظارت بر نگریستنهای روزانه است، كه مجموعهای از تصویرها و منظرههای گوناگون كه سمتوسوی تمایلات درونی را با جاذبههای برونی، تعیین گراست.
در این رابطهٔ دوسویه، اگر رهایی و آزادی كامل وجود داشته باشد، فرجامی دهشتناك و ویرانگر برای فرد و جامعه درپی خواهد داشت. از هدر رفتن گوهر گرانمایهٔ عمر آدمی و به آبشخور رفتن دیده و دل میآغازد، و تا آن كران امتداد مییابد كه شخصیت آدمی دستخوش تغییر شده و بازگشت به خویش، دشوار و غیر ممكن مینماید. بنابر این در راستای پیشگیری، كه همواره از درمان، آسانتر و مؤثرتر است راهكار پیشنهادی قرآ ن، محدود ساختن منظرهای دیدگان است.
طبری در نشان دادن منظرههای ممنوع مینویسد:
در پدیدههایی كه خداوند، نگاه كردنش را منع كرده. نگاههایشان را از آنجا كه دل میخواهد، باز گردانند.2
اگر چه كلام طبری، از یك نگاه كلی، نیازمند تبیینی دقیق و استوار است، امّا از نگاه دیگر، شفاف و آشكارا مینماید، آن مواردی كه جاذبهٔ برونی، دل را ابزار چشم، به تعقیب و جستوجو وا میدارد و در پی آن تصّورات زیبا و واكنشهای رفتاری را به همراه میآورد و اینجاست كه اگر خدا باوری ملك دل را سلطنت كند بازگردانیدن چشم از منظر جذّاب و دلربا، آسان شود و انسان را برای آراستن به كمال و زیبایی، آماده نماید. در این آیت الهی كه پیشتر گفته شد، خطاب آیه به مؤمنان است، آنانكه به بیان مفسّر عارف، میبدی، خاك نیستی در چشم هستیِ خود افكنده و از لوح وجود خود،هجو نفس مكاره برخوانده… و ایشان كه سابقان و صادقان و سالكان راهاند و هرگز ذرهای به خود التفات نكرده از هستی خود شاد نبوده و به چشم پسند خود ننگریستند.3
در معنای «یغضوا من ابصارهم» ابوالفتوح رازی نیز مینویسد: مراد نه آن است كه اطباق جفن یعنی فرو پوشانیدن پلكها كنند بر حدقه، معنا آن است كه چشم نگهدارند از آنچه ایشان را نیست كه در او نگرند، از روی عقل و شرع.4
فرو پوشانیدن پلكها به طور پیوسته ممكن نیست، زیرا روابط اجتماعی مشكل آفرین خواهد بود و انسان را از یك ارتباط سالم و مفید با دیگران محروم مینماید و این حرمان، نه تنها پیراستن از آلودگیها و آراستن به كمال نیست، بلكه در مواردی تصّور و خیال واهی تزكیه را، جایگزین باور و واقعیت محسوس تزكیه نمودن است كه این آفتی برای پیراستن و آراستن خواهد بود. و چه زیبا است تعبیراتی كه مفسّران، برای معنای «یغضوامن ابصارهم» آوردهاند: نگهداشتن، كم كردن و باز گردانیدن نگاه و خیرهننگریستن.5 كه این خیرهنگریستن و دیدن، در مواردی صدق میكند كه به تعبیر قرطبی، پیآمد آن فتنه باشد. بنگرید كلام این مفسّر را: چشم، بزرگترین ورودی قلب است و آبادترین راههای حواس به آن. بدین جهت، بیشترین زیانها، برخاسته از چشم است…. پس میبایست از همهٔ مناظر حرام و هرآنچه كه بیم فتنه از آن میرود، نگاه را بازداشت و بازگردانید.6
طرفه آنكه، به منظرهایی كه دل بخواهد یا عقل و شرع آن را نمیپسندد و یا پیآمد آن فتنه باشد، چشم ندوخته، خیره ننگرد، نگاه را نگهدارد، بازگرداند و كم كند، زیرا خیره نگریستن، فرجامی ناشایست به همراه داشته و بیم آن میرود كه نتواند شرمگاه را نگهدارد.
ابوحیان اندلسی، در پاسخی به این پرسش كه چرا «یغضوامن ابصارهم» پیش از «یحفظوا فروجهم» وحی شده است، مینویسد: چون پیآمد نگریستن و چشم دوختن، ارادهٔ زنا نمودن و پیشرو زنا كاران شدن است… به گونهای كه نتوان از آن دوری جست و كنارهگیری كرد.7
در خیره شدن و چشم دوختن، این چنین فرجامی نهفته است اما اگر نگهدارد نگاه را و بازگرداند آن را، دستاوردی گران سنگ خواهد داشت.
ابنقیّم، در ذیل این آیت الهی با اشاره به برخی از این دستاوردهای ارزشمند، مینویسد: بازگردانیدن نگاه از چشم اندازهای حرام، سه فایده دارد:
نخستین ثمرهٔ آن درك شیرنی و لذّت ایمان است…
دومین آن روشنایی قلب و به حقیقت پیوستن حدسها و گمانها…
و سومین این جهد، نیرومندی، آرامش و بیباكی قلب است…8
باور داشتن خداوند علیم، بصیر، حكیم، خبیروشهید، علایمی دارد، كه انس باخویشتن نمونهای از آن است: در این همدمی، حلاوت و شیرینی پایداری وجود دارد كه در انس با غیر خود نمیتوان به دست آورد، آنگاه كه چنین انسی با دلبر باشد، بازگردانیدن نگاه از بیگانگان دلبر، آسان بُود و در این پیوند مقدس كه پیوستگی و تداومش، چشم دل و قلب را به درك حقیقتها میگشاید و یقین و باور را جایگزین حدس میكند كه نخستین فرجام آسودگی، توانمندی و نهراسیدن است، زیرا سرچشمهٔ برخی از هراسها، دلبستگی و انس با بیگانگان است، آنان كه با خویشتن همخوانی، سازگاری و هم آوایی ندارند. بهترین، نیرومندترین ابزارهای دلمشغولی آرامش بروآشوب انگیز، بازگردانیدن نگاه است و چشم ندوختن، كه خانه باید از اغیار تهی باشد تا غبار پای نامحرم ننشیند كه:
خلوت دل نیست جای صحبت اغیار
دیـو چـو بیـرون رود فـرشتـه درآیـد
و در ادامه حفظ زهارها، ناموس10، شرمگاه11 و اندام12 است، كه در این آیت الهی، بدان اشارت شده است.
ابوالفتوح رازی، بابیان دو معنا برای «یحفظوا فروجهم» مینویسد:… در آن دو قول گفتهاند: یكی آنكه از زنا نگهدارند و از آنچه شرع دستوری نداده ایشان را. ابنزید گفت: هر كجا در قرآن، حفظ فرج است، مراد زناست الاّ اینجا، كه مراد ستر عورت است، یعنی چشم نگهداری از آن كه در عورت كسی نگری و عورت نگهداری به حفظ از آن كه كسی در او نگرد و گفت: دلیل این، آن است كه در اینجا «مِن» نیاورده، چنان كه در غض بصر آمده است، نگفت و یحفظوا من فروجهم و این وجهی قریب است و نیز از روی نظم مناسبتی دارد.13
طبرسی در استواری این كلام، به بیان روایتی از امام صادق(ع) پرداخته، مینویسد: «امام صادق(ع) فرمود: برای مرد، نگریستن به شرمگاه برادرش و نیز زن به شرمگاه خواهرش، روا نیست.»14
موضع بسیاری از مفسران دیگر نیز چنین است، بهاءالدین شریف لاهیجی با استناد به كلام امام صادق(ع) نوشته است: «ویحفظوا فروجهم» یعنی یحفظوا من المحرمات فروجهم، بنابر این مفعول یحفظوا نیز مقدر است یعنی و نگاه دارید فرجهای خود را از نامحرم و مراد از حفظ فروج در اینجا نگاهداشتن آن از زنا و لواط نیست، چنان كه كافی از حضرت صادق(ع) روایت كرده كه: «كل شيء في القرآن من حفظ الفرج فهو من الزنا الاّ هذه الآیة فانّها من النظر فلا یحل لرجل مؤمن ان ینظر الی فرج اخیه و لا تحل للمرأة ان ینظر الی فرج اختها.15
و علیبن ابراهیم چنین روایت كرده كه: كل آیة في القرآن في ذكر الفروج فهو من الزنا الاّ هذه الآیة فانّها من النظر.16
به هر تقدیر مراد این است كه هرچه باشد در قرآن از حفظ فرج یا هر آیتی كه در قرآن باشد در ذكر فروج، مقصود نگاه داشتن فروج است از زنا، به خلاف اینجا كه مقصود ستر آن است از نظر نامحرم و چون محرمات ابصار، كمتر از محرمات فروج است، «من» تبعیض در ابصار در آورده و واژه فروج را مطلق گذاشته است …»17
این كلام از ابن زید باشد یا از ششمین اسوهٔ مكتب اسلام، در یكدستی معنا و مقصود در كلام مفسران خللی وارد نمیآورد و آن نگه داشتن نگاه به شرمگاه است كه اگر نگاه باز گردانده نشود، پیراستن از فرجام آن بسی دشوار است و در مواردی تكرار نگریستن نه تنها خستو نشود بلكه پیراستن را دیگر نتواند.
علامه طباطبائی نیز از رویاروی دو عبارت «یغضوا من ابصارهم» با «یحفظوا فروجهم» استواری این معنا را اثبات كرده، ایشان مینویسد: از مقابله میان كلام الهی كه فرمود: «یغضوا من ابصارهم» و «یحفظوا فروجهم» چنین به دست میآید كه مقصود از حفظ فروج پوشیدن آن است از نگریستن، نه آنكه از زنا و لواط باز داشتن و…»18
كه نگه داشتن نگاه از منظرهایی كه عقل و دین، خیره شدن بر آن را، پسند نمیدارد و ننگریستن به زهار و شرمگاه دیگری و پوشیدن شرمگاه خود، رفتاری است كه پیراستن از آلودگیها و آراستن به زیباییهای الهی را همراه دارد، چنان كه باعث میشود در موقعیت و محدودهٔ خود تحقق نماید و بلكه فراتر از آن، به تزكیهٔ دیگر اعمال كمكی بسیار نماید.
شیخ طوسی در تفسیر «ذلك ازكی لهم» نوشته است: متی فعلوا ذلك كان ازكی لاعمالهم عند اللّه. «آن سان كه چنین نمودند، عملهایشان در پیشگاه خداوند، پیراستهتر و آراستهتر بود.»19
گسترهٔ تأثیر گذاریِ خیره ننگریستن بر منظرهایی كه بیم فتنه از آن میرود و پوشیدن شرمگاه از نگاه نامحرمان، چنان است كه دین و حیات آدمی را سود رساند و ایمانش را فربه كند.
طبرسی در تفسیر «ذلك ازكی لهم» مینویسد: «برای دین و دنیا نیز، برای پاك ماندن از تهمت، سودمندتر و به تقوا نزدیكتر.»20
پرهیز از نظر افكندن و پیشگیری از نگاههای فتنه خیز، نه تنها در نگه داشتن شرمگاه تأثیر گذار است، بلكه برای خنثی نمودن تهمت انسانهای ناشایست نیز مفیدترین عامل خواهد بود، كه در این صورت از ایجاد بخش مهمی از مشكلات اجتماعی، اختلالات روحی، درگیریهای خانوادگی و تزلزل نظام قدرتمند خانواده پیشگیری خواهد شد و چنین است كه قرآن از اجرای ایستایی در نگاهها و پاسداری شرمگاهها، تعبیر ازكی را اختیار كرده است چرا كه این دو فرمان را پیراستهتر شدن و ماندن، میداند. شاهد بر این ادعا آن كه چون مؤمنان، طرف خطاب آیه قرار دارند و اینان به گونهای باید بر پیراستگی خویش افزوده و بر كهین و كمترین پیراستی بسنده ننمایند، كه این به تقوا نزدیكتر است.
علامه طباطبایی در ذیل این آیت الهی مینویسد: «آنگاه به مصلحت این حكم اشاره كرده و با بیان آن مردم را تحریك میكند كه مراتب این حكم باشند و آن اشاره این است كه میفرماید: این بهتر شما را پاك میكند ….»21
به راستی اگر تحریك و ترغیبی نباشد جاذبههای مناظر فتنهآور، نگاه را به نظر و خیرگی وا میدارد و به سادگی نتوان از آنها روی گردانید، اما آن سان كه سخن از پیراستهتر شدن است. انگیزهای خواهد بود، برای پاكتر گشتن.
شریف لاهیجی در تداوم استواری این معنا مینویسد: «بهتر است مر ایشان را و نزدیكتر است به پاكی ایشان از زنا و این ترغیب است ایشان را به غض ابصار و حفظ فروج.»22
كم كردن و باز گردانیدن نگاه و ادب چشم علاوه بر پیراسته شدن انسان، در پالایش زدایی جامعه اسلامی و آراستهتر شدن مردم به زیباییهای اجتماعی در ارتباطی دو سویه تأثیر گذار است. دكتر اسماعیل سالم با بیان آثار این حكم مینویسد: «قلبهایتان را پاكتر و جامعه اسلام را پاكیزهتر مینماید و بر نیالودن جامعه به ناپاكیها و دچار نگشتن به بیماریهای بدنی و روحی، ضمانتگر است.»23
اگر نگاه به ازكی را تغییر دهیم و با توجّه به نگاه لغویان معنای آن را جست و جو كنیم، همچنان شاهد دستیابی به راهكاری خواهیم بود كه خیره ننگریستنها و حفظ زهارها پیامد آن خواهد بود.
عفیف عبد الفتاح طبّاره، با استناد به معنای لغوی رشد و نموّ برای توضیح واژه ازكی مینویسد: «نگه داشتن نگاه از شهوات و پاسداری شرمگاه از زنا، عطایای خداوندی به انسان را میپروراند و برای وی تواناییهای جسمی و بدنی را نگه میدارد.»24
بسا در برخی از انسانها و یا در مواردی، چنین نتایجی بدون حفاظت نگاهها و شرمگاه، دیده شود، اما تداوم و تحقق آن به كم شدن نگاهها به منظرههای فتنهآور و به انحصار آوردن شرمگاه برای صاحبانش، میانجامد و نتوان بی آن، شاهد چنین دستاوردی ارزشمند و همیشگی بود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. ترجمه قرآن: دكتر سید جلال الدین مجتبوی.
2. تفسیر طبری، 10/154، جزء 18 و نیز ر.ك: به تفسیر البغوی، 3/338.
3. كشف الاسرار، 6/527.
4. روض الجنان، 14/123.
5. تفسیر طبری، 10/154؛ روض الجنان، 14/ 123؛ مجمع البیان، 7/192؛ تفسیر آسان، 14/17؛ التحریر و التنویر، 20/18.
6. الجامع لاحكام القرآن، 12/148.
7. بحر المحیط، 6/412 و نیز ر.ك به: محمد علی صابونی، تفسیر آیات الاحكام، 2/148.
8. الضوء المنیر علی التفسیر، 4/349، گرد آوری توسط علی محمد صالحی از آثار ابنقیّم، مؤسسه نور.
9. ترجمهٔ قرآن، دكتر ابوالقاسم امامی.
10. ترجمهٔ قرآن، بهاء الدین خرمشاهی.
11. ترجمهٔ قرآن، كاظم پور جوادی و نیز: ترجمهٔ دكتر سید جلال الدین مجتبوی.
12. ترجمه قرآن، مهدی الهی قمشهای.
13. روض الجنان، 14/123.
14. مجمع البیان، 7/191 و نیز ر.ك به: تفسیر صافی، 5/229 و المیزان، 15/111.
15. كافی، 2/30.
16. تفسیر قمی، 2/101.
17. تفسیر شریف لاهیجی، 3/279، با مقدمه و تصحیح میر جلال الدین حسینی ارموی.
18. تفسیر المیزان، 15/111.
19. تبیان، 7/428.
20. مجمع البیان، 7/192. و نیز ر.ك به: تفسیر البلابل و القلاقل، 2/445 از ابو المكارم حسنی (قرن هفتم). به تصحیح محمد حسین صفا خواه، چاپ انتشارات احیاء كتاب.
21. ترجمهٔ تفسیر المیزان، 15/ 155.
22. تفسیر شریف لاهیجی، 3/279.
23. تفسیر سورهٔ نور/121، دار الصحوة، 1407 هـ.ق.
24. تفسیر سورة النورو احكامها/57، دار العلم للملایین، 1993 م.
نویسنده : محسن ادیب بهروز
منبع : فصلنامه بینات، شماره 27 لینک های مرتبط : تزکیه در قرآن (1) تزکیه در قرآن (2)
|
|
|
 | | | | |
| |