| ![]() |
|
| |
| | |
| تزكیه در قرآن( 1) |
متن
|
«ربنا وابعث فیهم رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاتك و یعلمهم الكتاب والحكمة و یزكّیهم انك انت العزیز الحكیم» (بقره، 2 / 129) مفاهیمی را میتوان در قرآن جست وجو كرد كه از عمق و گستردگی ویژهای برخوردارند؛ مجموعهای از این گونه واژهها بار عظیم انتقال فرهنگ قرآنی را به دوش دارند؛ فهم این واژگان از یك سو در فهم ابعاد معارف قرآنی سودمند است واز سوی دیگر در فهم موضوع و جایگاه انسان در زندگی، كار آمد. تزكیه از این گونه واژههاست كه در نگاه قرآن، بخشی از اهداف عظیم رسالت را رقم میزند.
اكنون، اندكی در ادب عربی، محتوای آن را بكاویم و آنگاه چگونگی و ابعاد آن را در فرهنگ قرآنی شناسایی كنیم. تزكیه در فرهنگها خلیل بن احمد فراهیدی (م 175 هـ.ق) نوشته است: «زكی، یزكی تزكیة» و الزكاة: راستی، استواری، دور بودن از عیب و كاستی. هر چیزی كه افزون شود و رشد كند، یزكو زكاءً است.»1 محمد درید (م 321 هـ.ق) آورده است: «الزكاءً با الف ممدود؛ زكاء الزرع به معنای حاصل و درآمد كِشته است.»2 زكی (ز ـ ك ـ ی ) بر رشد و فزونی دلالت میكند.
به زكات اموال، از این جهت زكات میگویند چون در ادای آن امید به رشد و فزونی مال دارند و بعضی میگویند: چون موجب پاك شدن اموال میشود، به آن زكات گفته میشود.
پس بازگشت همهٔ معانی آن به رشد و طهارت است.»3 ابن اثیر به ریشهیابی این واژه پرداخته و نوشته است: «معنای اصلی زكات در لغت، طهارت، محصول، بركت و ستایش است كه به همهٔ این موارد در قرآن و حدیث، اشاره شده است.»4 ابن منظور (م 711 هـ. ق) به گستردگی، موارد استعمال این واژه را آورده، از جمله نوشته است: زكا با الف ممدود، به معنای محصول است.
او ساختار ماضی آن را به معنای رشد كرد و فزونی یافت گرفته است. این كه گفته میشود: زكی نفسه تزكیه یعنی خودش را ستایش كرد؛ خود ستایی كرد و زكا به معنای پاك گردانیدن است.5 آن چه در توضیح و تبیین معنای تزكیه آوردیم، در برخی از منابع لغوی دیگر نیز آمده است.6از مجموع آن میتوان نتیجه گرفت كه معنای اصلی و لغوی تزكیه، پیراستن، آراستن و رشد دادن است. تزكیه در نگاه مفسران و قرآن پژوهان آنچه را آوردیم، مفسران و قرآن پژوهان نیز به هنگام بازشناسی معنای تزكیه یاد كردهاند.
محمد بن جریر طبری (م 310 هـ.ق) نوشته است: «تزكیه به معنای تطهیر است و زكات، فزونی مال.»7 شیخ طوسی (م 460 هـ.ق)، تنها اقوال و آرای گوناگون را گزارش كرده است: ابن عباس تزكیه را به معنای اطاعت خداوند و اخلاص برای او دانسته است. ابن جریح میگوید: «زدایش انسان از شرك را تزكیه گویند.» جبایی اظهار میدارد: «آنان را بر انجام كاری و عملی فراخواند، موجب تزكیه شود.»8 شیخ ابوالفتوح رازی (م 533 هـ. ق) نیز دربارهٔ تزكیه نوشته است: «ویزكیهم، ایشان را تزكیه كند، یعنی استدعا كند ایشان را با كارهایی كه به آن مزكّی و مطهّر شوند و معنی آن است كه ایشان را از شرك و گناه پاكیزه كند.»9
امین الاسلام طبرسی (م 543 هـ.ق) نیز، در این باره نوشته است: «تزكیه، نمو دادن و در معرض نمو و ترقی قرار دادن است.»10 وی در مقامی دیگر (سورهٔ نساء، 4 / 49) مینویسد: «تزكیه، به معنای پاك گردانیدن و از زشتی دور گردانیدن، است.»11 فخر رازی (م 603 هـ. ق) تزكیه را به كامل شدن استعدادهای عقلانی كه به واسطه معارف الهی، انجام بگیرد، معنا كرده است.12
فیروز آبادی (م 817 هـ. ق) با توجه به طیف معنایی گسترده آن (تزكیه) در قرآن كریم، مصادیق مختلفی را برای آن رقم زده است؛ به مثل: پاكی، پیراستگی، اداء زكات و … 13 شیخ فخرالدین طریحی (م 1085 هـ. ق) بر اساس معنای طهارت، به تفسیر آیات مربوط به تزكیه پرداخته است.14 محقق و قرآن پژوه معاصر، استاد حاج شیخ حسن مصطفوی، در جمع بندی آنچه پیشینیان درباره معنای تزكیه آوردهاند، نوشته است: «معنی اصلی در این ماده (ز ـ ك ـ و) كنار زدن آنچه كه حق نیست و بیرون كردن آن از وجود سالم مانند كنار گذاشتن زشتیها و نابهنجاریهای دل و رفتارهای زشت از زندگی انسانی و جداسازی حقوق مردم از ثروت و … میباشد.»15 وی آنگاه به تفاوت واژگان تطهیر، تزكیه و تهذیب میپردازد و مینویسد: «در تطهیر دستیابی به طهارت و پاكی در برابر آلودگیها و ناپاكیها، مورد نظر است و در تزكیه كنار گذاشتن آنچه كه كنار زدنش بایسته و در تهذیب رسیدن به خلوص.16
او آنگاه معانی رشد، فزونی، نیكویی، پاكی، بركت و شایستگی را از آثار معنی اصلی آن دانسته و نه خود معنای آن.17 از مجموع آنچه آوردیم، میتوان نتیجه گرفت كه در ماده اصلی تزكیه پیراستن و آراستن، رشد و فزونی و در معرض رشد و ترقی قرار دادن، لحاظ شده است و بر استواری این نتیجه، تأییدی است در آنچه پیشتر از مفسران و قرآن پژوهان آورده شدو همچنین میتوان در كلام و سخن مفسرانی چون؛ فیض كاشانی، ابوحیان نحویاندلسی، ابن كثیر، بیضاوی، ابن عاشور، علاّمه طباطبایی، سید قطب، آلوسی، زید بن علی و… این معنی را جستوجو كرد.18
تزكیه در قرآن واژه تزكیه با مشتقات و ساختارهای گوناگون، بیست و پنج بار در قرآن آمده است و ساختار مضارع آن بیشترین كاربرد را در حوزه استعمال آن در قرآن داراست. این موارد گاه باتلاوت آیات همراه شده است و گاه با تعلیم كتاب و حكمت قرین گشته است.
در این آیات الهی ضمن تبیین جایگاه تزكیه، در انسان سازی رسول اللّه(ص) به ترسیم مفهوم و محتوای قرآنی آن، پرداخته شده است. بنگرید: 1. «ربّنا وابعث فیهم رسولاً منهم یتلوا علیهم آیاتك و یعلمهم الكتاب والحكمة ویزكّیهم، انّك انت العزیز الحكیم» (بقره، 2 / 129) در این آیت الهی، ابراهیم خلیل(ع) از خداوند میخواهد پیامبری را در خانواده او قرار دهد كه آن پیامبر به انجام سه وظیفه قیام كند. مفسر جلیل، امین الاسلام طبرسی (م 543 هـ. ق) در تفسیر این آیه مینویسد: «آیاتی كه بر تو وحی میشود، بر آنان بخوان تا بدانند و قرآن را یاد ده تا محتوای آن را بشناسند و پیروانی با خلوص پدید آورد.»19 پیام آوری را كه ابراهیم(ع) از خداوند درخواست میكند دارای سه ویژگی است.
تلاوت آیات،تعلیم كتاب و حكمت و تزكیه. «یتلوا علیهم آیاتك»؛ «یعلمهم الكتاب والحكمة» و «یزكّیهم.» نیشابوری (م 728 هـ. ق) در تبیین سومین ویژگی نوشته است: «اركان ارشاد به آراستن و پیراستن است؛ همان گونه كه وظیفه معلم آگاه نمودن به زیباییهای كمال است، به كاستیهای كمال نیز بایست هشدار دهد و این همان است كه پیامبر(ص) انجام داد. و این بدان جهت است كه حضرتش به دو صفت شایستهٔ خلق عظیم و ـ اعطا شدهٔ ـ مكارم اخلاق ستایش گردید.»20 تزكیه را نمیتوان به پیرایش ظاهر محدود كرد بلكه پاكسازی درون از شرارتهای شرك آلود را نیز شامل است.21 پاكسازی از شرك و گناه كافی نیست و چه بسا كفر نیز منشأ زشتیها و كجیها باشد؛ پس به پیراستن درون از كفر، نیز باید پرداخت.22
در پیرایش و آرایش، شناسایی شرك و تشخیص مهمترین نوع آن، ضرورتی انكار ناپذیر است. ابن عاشور، پس از بیان تفسیری ظریف از «یتلوا علیهم آیاتك» كه خواندنی آگاهانه و پیوسته است مینویسد: «یزكیهم زدایش و پیراستن بزرگترین شرك میباشد كه آن شرك به خداست.»23 تنها شرك و كفر نیست كه پیرایش آن، بایسته است بلكه رفتارهای زشت و ناپسند و ناهنجاریها را نیز شامل است. مفسر جلیل، سید عبدالحسین طیب پس از فرق انگاشتن میان تلاوت و تعلیم به خواندن و تفسیر، تأویل نموده است و برای آشنایی به ژرفای آن مینویسد «یزكیهم؛ تزكیه به معنای تطهیر از شرك، كفر، ظلالت، اخلاق رذیله صفات خبیثه و معاصی كبیره و صغیره است و مرتبه اعلای آن، عصمت است. كه مفاد آیهٔ شریفه «انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهركم تطهیرا» (احزاب، 33/33) میباشد.24 2. «كما ارسلنا فیكم رسولاً منكم یتلوا علیكم آیاتنا و یزكیهم و یعلمكم الكتاب والحكمة و یعلمكم مالم تكونوا تعلمون» (بقره، 2 / 151) در آیهٔ قبلی دعای ابراهیم(ع) مطرح گردید و در این آیه، پاسخ دعا: «همان گونه كه از خودتان، پیامبری را به میان شما فرستادیم كه آیات قرآن را بر شما بخواند و از شرك و كفر، شما را بپیراید، پس بر چنین نعمتی معرفت یابید!.»25سیاق و آهنگ آیه، یا با آیات پیشین همسو است كه كمال نعمت بر انسانها بوده باشد، چنانچه فرمود: «با تعیین پیامبری از شما، نعمتم را كامل گردانیدم» و یا به آیات پسین همنوا است كه «اذكرونی» باشد.26 روش و شیوه در اطلاع رسانی، پیام رسانی و رهنمون سازی انسانها بر حقیقتها و واقعیتها، در تأثیرگذاری و اثربخشی آگاهی و دادهها مؤثر و كارآمد است.
گاه زبان كنایه در انتقال حقیقت، از كلام صریح، تأثیرگذارتر است. شیخ طوسی(ره) در این باره نوشته است: «یزكیهم؛ به آنچه كه شما را پاكیزه27نماید، به زبان كنایه فرمود به مثل اطاعت خداوند و فراهم سازی رضوان الله را، به صراحت نفرمود.28 تزكیه تنها پیراستن از شرك و كفر نیست چنانچه خواجه عبدالله انصاری نوشته است: «یزكیهم شما را از كفر و شرك پاك میكند و به دینی میخواند كه چون آن دین دارید و بر آن عمل كنید؛ كنتم ازكیاء عنداللّه عزّ وجل، به نزدیك اللّه پاك باشید وهنری و زكی.»29 مفسران در تفسیر این آیت الهی، هم نظر نیستند؛ دیدگاههای گوناگون را در این باره بر اساس گزارش فخرالدین رازی میآوریم: 1. رسول اللّه(ص) به هر آنچه كه انسان را پاكیزه گردانید آگاهی دهد. 2. بر رفتارهای شایستهٔ آنان، آگاهی میدهد. 3. آنان را به رشد و كمال میرساند.30 سه روش انجام وظیفه؛ سه مرتبه در تربیت؛ آراستن جهت نخستین دیدگاه و رشد و فزونی در نگاه سوم و مرز مشترك سه نظر، مزكی بودن رسول اللّه(ص) است و پیش زمینه در دیدگاه سوم، انجام دو مرحلهٔ پیشین است.
در صورتی كه سومین دیدگاه را بپذیرم، رسالت رسولان تنها ابلاغ «وما علی الرسول الا البلاغ المبین» (نور، 24 / 54) نیست اما اگر نخستین نظر را پذیرا باشیم ـكه هستیمـ تناسب با رسالت پیامبر نیز خواهد داشت كه این تأثیری بس شگرف در وظیفهٔ مزكیان خواهد داشت. اكنون بنگریم دیدگاه مفسران را: آنچه را كه پیشتر از شیخ طوسی آوردیم نخستین دیدگاه را استوار میدارد و نیز كلام مفسرانی چون ابومظفر سمعانی (م 489 هـ. ق)، قرطبی (م 671 هـ. ق)، بیضاوی (م 691 هـ. ق)، نسفی (م 710 هـ. ق) و نیشابوری (م 728 هـ. ق).31 سومین رأی را نیز مفسران دیگری تأیید كردهاند. عبدالرحمان ثعالبی مینویسد: «یزكیهم یعنی شما را از كفر پاك مینماید و با اطاعت الهی به رشد و كمال میرساند.32 و شیخ محمد طاهر بن عاشور با پذیرش دیدگاه ثعالبی در تلاش جهت استواری آن مینویسد: «در آفرینش انسان، زیباییهایی نهادهشده كه با رفتارهای زشت و ناهنجاریهای دل، پنهان میماند؛ تربیت نفس با بهرهوری از این ودیعهٔ الهی، آدمی را به رشد و كمال میرساند.»33 مفاهیم ارزشی، اگر در قالب مصداقها و نمونه ها و نمونههای عینی، جای گیرد، كارآمد و مفید خواهد بود.
شیخ مصطفی مراغی در تبیین معنای تزكیه به نمونههای عینی و روشن اشاره دارد و مینویسد: «یزكیهم یعنی جانهایتان را از چركینههای پستی كه در میان عربها گسترش یافته بود، میپیراید به مثل زنده به گور كردن دختران و كشتن فرزندان، و رفتارهای بایسته را در میان جانهایتان كشت میكند.34 تزكیه از منظر مفسران در این دو آیت الهی ـ سورهٔ بقره آیه 129 و 151 ـ پیراستن، آراستن، آگاهی دادن و به كمال رسانیدن بود. پیراستن از باورهای واهی، شرك، كفر و رفتارهای زشت.
آراستن به اندیشههای بنیادین، اصیل و رفتارهای بایسته الهی. آگاه نمودن بر ابزارهای پاكیزگی، پاكیزه خواهی و پاك بودن. وفرجام آن كه شكوفایی استعدادهای عقلی و عملی (عقل نظری و عملی) و رشد و كمال آدمی. 3. «هو الذی بعث فی الامییّن رسولاً منهم یتلو علیهم آیاته و یزكیهم و یعلمهم الكتاب والحكمة وان كانوا من قبل لفی ضلالٍ مبین» (جمعه، 62 / 2) سوره جمعه، بیست و چهارمین سوره نازل شده در مدینه است.35
پیش از آن، سورهٔ تحریم نازل شده و در پسین آن، سورهٔ تغابن36 آهنگ كلی سوره، ارزش گذاری به عمل عبادی و اجتماعی نماز جمعه است و نیز منت گذاری بر مردم آن سامان كه در میان آنان پیامبری برانگیخته شده كه به ساختن جامعهای نو و اندیشور اهتمام خواهد ورزید، جامعهای كه مدعیان برتری خواه آن روزگار ـ یهود ـ دشمنش میدارند و نیز هشداری است به جامعهٔ اسلامی كه رهرو نباشد و به مخالفتش اهتمام نورزند.37 بنگریم معنای یزكیهم را در نگاه مفسران در این آیت الهی. شیخ طوسی(ره) پس از تبیین بعثت پیامبر(ص) و امّی بودن آن حضرت در معنای یزكیهم این چنین مینویسد: «به واسطهٔ آنچه كه آنان را به ایمان رهنمون میكند از آلودگیهای شرك میپیراید تا از پاكان گردند.»38 فخر رازی با گزارش آنچه كه شیخ طوسی در توضیح امّی بودن رسول اللّه(ص) بیان كرده، یزكیهم را پیراستن از آلودگیهای شرك و غیر آن میداند به مثل فساد و تباهی گفتاری و رفتاری، اگر چه با استناد به كلام دیگران به استواری معنای شیخ طوسی نیز پرداخته است.39
شیخ مصطفی مراغی، از مفسران معاصر، تزكیه را دومین هدف بعثت پیامبر(ص) دانسته كه در آن معنایی فراتر از پیراستن از پلیدیهای شرك و رفتارهای جاهلی میانگارد. و آن خداجو و فانی در خدا، خدا محور در گفتار و رفتار و سرانجام؛ تنها، در برابر قدرت و فرمان خداوند، فروتن باشد، میداند.40
قرطبی ایمان را در تزكیه، ابزاری برجسته و مؤثر در زدایش آلودگیهای قلبی میداند و بدون آن، پیراستن قلبی را ناممكن دانسته است.41 محدودهٔ تزكیه در نگاه سید قطب، گستردهتر و فراتر از آن چیزی است كه عالمانی چون فخررازی و قرطبی گفتهاند، وی پس از تبیین امّی بودن رسول اللّه(ص) و اهمیت بسیار چشمگیر این خصیصه در جامعهٔ جاهلی، گستره تزكیه را این گونه ترسیم میكند: پاكسازی در درون و اندیشه، رفتار و مشی، زندگی زناشویی، روابط اجتماعی، پاكسازی از باورهای شرك، به گونهای كه انسان را به معتقدات الهی برساند و از تصورات باطل به اندیشههای صحیح رهنمون گردد و از الگوهای خیالی به واقعیتهای شفاف، انتقال دهد و نیز از پلیدی نابسامانی اخلاقی به نظام اخلاقی ـ ایمانی و از ناپاكی ربا و درآمدهای حرام به پاكی درآمدهای حلال و … رهنمون گردد.42
زكات و تزكیه همان گونه كه در نظر برخی از لغت شناسان در یك معنا دیده میشد در نزد برخی از مفسران نیز چنین است به مثل علامهٔ طباطبایی (ره). ایشان تزكیه را مصدر باب تفعیل و از ریشهٔ زكات دانستهاند و بر این اساس نوشتهاند: «زكات به معنای رشد شایستهٔ با خیر و بركت همراه است.» پس تزكیهٔ مردم توسط رسول اللّه(ص) به این معناست كه آنان به رشدی شایسته میرسند و رفتارهای ارزشی در آنان استمرار پیدا میكند تا در انسانیت خود به كمال دست یابند و در دنیا و آخرت به ثبات اندیشه و رفتار دست یابند و زندگی و مرگی سعادتمند پیدا كنند.43 آنچه تا بدین جا آوردیم، تفسیر آیاتی بود كه یزكیهم در آنها با جملههای «یتلوا علیهم» و «یعلمهم الكتاب و الحكمة» همراه بود.
در این آیات الهی تزكیه پیراستن از شرك، كفر، بزرگ منشی، تنگ نظری و رفتارهای زشت و نكوهیده است. تزكیه آراستن به اندیشههای استوار الهی و روابط فردی و اجتماعی الهی است. تزكیه رشد ویژگیهای اخلاقی بایسته ـ عمل صالح ـ و باورهای اعتقادی، فراخوانی به مكتبی پاك پرور، آگاه نمودن بر ابزارهای پاكیزه شدن و پرورش انسانی زكّی القلب و منیب الی اللّه میباشد. اما چه انسانی شایستگی و بایستگی این تزكیه را دارد؟ آیا تزكیه خواستن و انتخاب است؟ نمونههای قرآنی واقعی و عینی و رهآورد تزكیه چیست؟ چهرههای دروغین تزكیه كجاست؟ حرمان از تزكیه در كجا محقق میشود و جایگاه اراده الهی در تزكیه چگونه است؟ اینها پرسشهایی است كه در آیات الهی، جویندهٔ پاسخ آنیم. امید آن كه در مقال بعدی به پاسخ برخی از آنها دست یابیم. انشاء اللّه
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1. ترتیب كتاب العین، 2 / 758 و كتاب العین، 5 / 394 به تحقیق دكتر مهدی مخروی و ابراهیم السامرایی. 2. محمد بن حسن بن درید، جمهرة اللغة، 2 / 1071، تحقیق دكتر رمزی منیر بعلبكی، چاپ دارالعلم للملایین. 3. معجم مقاییس اللغة، 3 / 17. 4. النهایه، 2 / 306. 5. لسان العرب، 6 / 64. 6. الصحاح، 6 / 2368؛ محمد مرتضی حسین واسطی، تاج العروس، 19 / 494، تحقیق علی شبری، دارالفكر، 1414 هـ.ق والمعجم الوسیط/ 396. 7. جامع البیان عن تأویل القرآن، 1 / 775. 8. التبیان فی تفسیر القرآن، 1 / 467. 9. روض الجنان، 2 / 173. 10. دكتر محمد مفتح، ترجمه تفسیر مجمع البیان، 2 / 116. 11. تفسیر مجمع البیان، 2 / 58. 12. تهذیب تفسیر كبیر، 2 / 283. 13. بصایر ذوی التمییز فی لطایف الكتاب العزیز، 3 / 134. 14. مجمع البحرین، 1 / 203. 15. حسن مصطفوی، التحقیق فی كلمات القرآن الكریم، 4 / 293. 16. همان / 294. 17. همان. 18. تفسیر صافی، 1 / 397؛ البحر المحیط فی تفسیر القرآن الكریم، 2/ 47؛ تفسیر القرآن العظیم، 1 / 186؛ حاشیة الشهاب علی تفسیر البیضاوی، 2 / 392؛ التحریر والتنویر، 1 / 723؛ تفسیر المیزان، 1 / 330؛ فی ظلال القرآن، 1 / 157؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن، 1 / 609؛ تفسیر غریب القرآن، 138 و 260؛ نور الدین محمد بن مرتضی كاشانی (م 115 هـ . ق) تفسیر المعین، 1 / 72، میرسید علی حایری تهرانی، تفسیر مقتنیات الدرر، 1 / 312؛ هود بن محكم هواری، تفسیر كتاب اللّه العزیز، 1 / 150؛ عبدالله بن محمود نسفی؛ تفسیر النسفی، 1 / 170، الجامع الاحكام القرآن، 2 / 89، محمد بن احمد انصاری قرطبی؛ ابوالفضل رشید الدین میبدی؛ كشف الاسرار وعدةالابرار ، 1 / 363؛ محمد سید طنطاوی، التفسیر الوسیط للقرآن الكریم، 1 / 274، و سید محمود طالقانی، پرتوی از قرآن، 1 / 301. 19. مجمع البیان، 1/ 394 و نیز اسماعیل بن عمر بن كثیر (م 774 هـ . ق) تفسیر القرآن العظیم، 1/ 445. 20. تفسیر غرایب القرآن، 1 / 404. 21. ر . ك: البحر المحیط، 1 / 627. 22. ر. ك: التفسیر السمرقندی (مسمی به بحر العلوم)، 1 / 94. 23. التحریر و التنویر، 1 / 723. 24. اطیب البیان، 2 / 199. 25. تفسیر السمرقندی (المسمی به بحرالعلوم)، 1 / 104. 26. همان. 27. لسان التنزیل/ 295. 28. تبیان، 2 / 30 و ر. ك: مجمع البیان: 1 / 433 والوجیز فی تفسیر الكتاب العزیز، 1 / 139. 29. كشف الاسرار، 1 / 411. 30. تهذیب التفسیر، 1 / 346. 31. تفسیر سورتی الفاتحه و البقره، 2 / 98؛ الجامع لاحكام القرآن، 2 / 115؛ حاشیه الشهاب علی تفسیر البیضاوی، 2 / 426؛ تفسیر النسفی، 1 / 118 وتفسیر غرایب القرآن، 1 / 437. 32. تفسیر الثعالبی، 1 / 334. 33. التحریر والتنویر، 2 / 49. 34. التفسیر المراغی، 1 / 205. 35. تفسیر الحدیث، 8 / 226؛ مجمع البیان، 10 / 165؛ الاتقان، 1 / 60 و شناخت سورههای قرآن/442. 36. التحریر والتنویر، 28 / 205؛ مجمع البیان، 10 / 165 والاتقان، 1 / 60. 37. ر . ك: تفسیر المیزان، 19 / 263؛التحریر والتنویر، 28 / 205؛ التفسیر الحدیث، 8 / 227 و تفسیر فی ظلال القرآن، 6 / 3563. 38. تبیان، 10 / 4. 39. تهذیب التفسیر الكبیر، 7 / 138 و نیز ر . ك: روح المعانی، 15 / 137. 40. تفسیر المراغی، 10 / 80. 41. الجامع لاحكام القرآن، 18 / 61. 42. فی ظلال القرآن، 6 / 3565. 43.المیزان، 19 / 265. نویسنده : محسن ادیب بهروز منبع : فصلنامه بینات، شماره 2 لینک مرتبط : تزکیه در قرآن (2) تزکیه در قرآن (3)
|
|
|
 | | | | |
| |