| ![]() |
|
| |
| | |
| ايمان ( قسمت دوم ) |
متن
|
ر سخن ديگري از پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ ايمان به بهشت و جهنم نيز دو ركن مهم معاد ضروري دانسته شده است.[1] بنابراين ايمان به معاد و اركان اساسي آن از مهم ترين پايه هاي هدايتگر در اخلاق اسلامي است.
چهار. ايمان به رسالت انبيا و كتب آسماني: يكي از مباني بهره مندي از تعاليم ديني و رويكرد به دين، به ويژه اخلاق اسلامي، باور به عجز و قصور آدمي در شناسايي درست كمال و سعادت خويش و گزينش ابزار و روش هاي صحيح براي راهيابي به آن است. به حتم كسي كه در اين حقيقت ترديد دارد، نمي تواند به رسالت انبياء و محتواي دعوت آنان ايمان و اطمينان داشته باشد و بدون اعتماد و اطمينان، از خيرانديشي هيچ خيرخواهي نمي توان بهره چست.
بر همين مبنا در اخلاق اسلامي تكية فراواني بر ايمان به رسالت رسولان و كتب ايشان شده است. از طرفي چون همة آنان رسالت و هدف واحدي را جست وجو مي كرده اند، ايمان به مجموعة آنان توصيه شده است. در قرآن كريم آمده است؛
« آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ... »
پيامبر (خدا) بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ايمان آورده است، و مؤمنان همگي به خدا و فرشتگان و كتاب ها و فرستادگانش ايمان آورده اند (و گفتند:) «ميان هيچ يك از فرستادگانش فرق نمي گذاريم» و گفتند: «شنيديم و گردن نهاديم. پروردگارا، آمرزش تو را (خواستاريم) و فرجام به سوي تو است.»[2]
پنج. ايمان به امامت و امامان ـ عليهم السّلام ـ : براساس مباني كلامي شيعه ايمان به جريان امامت، شرط رستگاري و از پايه هاي اخلاق اسلامي است. روايات فراواني در منابع حديثي شيعه در اين باره وجود دارد. علاوه بر اين روايات، اين امر را با استفاده از قرآن و بهره گيري از حوادث مسلّم تاريخي در تفسير آن مي توان اثبات كرد. در قرآن كريم آمده است:
« ... الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً... »
امروز كساني كه كافر شده اند، از (كارشكني در) در دين شما نوميد گرديده اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براي شما (به عنوان) آييني برگزيدم.[3]
دو پرسش اساسي دربارة اين آيه مطرح است: اولاًَ: روز مورد نظر چه روزي است؟ ثانياً حادثه اي كه در آن روز اتفاق افتاد و موجب كمال دين و تتميم نعمت خداوند بر بندگانش شد، چه بوده است؟ براساس شواهد تاريخي غيرقابل انكار ومورد قبول همة فرق اسلامي، آن روز، روز هجدهم ذي الحجة سال دهم هجري است و حادثه اي كه در آن روز در غدير خم اتفاق افتاد، انتخاب امام علي ـ عليه السّلام ـ از سوي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به جانشيني خويش و شروع جريان امامت بود.[4] اكنون باتوجه به آنچه دربارة ضرورت ايمان به رسالت انبيا و محتواي كتاب آنها كه در اصطلاح از آن به «دين» ياد مي كنيم، و با عنايت به مفاد آية پيش گفته مبني بر اين كه جريان امامت جزء كامل كنندة دين است و دين بدون آن ناقص خواهد بود، از منظر قرآن كريم ايمان به امامت نيز امري لازم بوده و از پايه هاي مستحكم اخلاق اسلامي محسوب مي گردد.
5 . شرط ايمان
براساس آنچه در قرآن و روايات وارد شده است، انجام عمل نيك عمده ترين شرط ايمان است. در بسياري از آيات قرآن، ايمان در كنار عمل نيكو مطرح شده است و در اكثر آنها بلافاصله پس از ايمان، علم صالح و پسنديده مطرح شده است. اگرچه عمل نيك از عناصر گوهرين ايمان نيست، ولي ايمان بدون عمل نيكو، سود و بهرة مطلوب را در پي نخواهد داشت. بنابراين انجام عمل شايسته را مي توان شرط بهره وري ايمان دانست. در قرآن كريم آمده است:
« وَ أَمَّا مَنْ أمَنَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى وَ سَنَقُولُ لَهُ مِنْ أَمْرِنا يُسْرا. »
و اما هر كه ايمان آورد و كار شايسته كند، پاداشي (هرچه) نيكوتر خواهد داشت، و به فرمان خود،او را به كاري آسان وا خواهيم داشت.[5]
قرآن ادعاي مؤمن بودن را بدون عمل نيك، ادعايي دروغين مي داند:
« وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا ثُمَّ يَتَوَلَّي فَرِيقٌ مِنْهُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ. »
و مي گويند: «به خدا و پيامبر (او) گرويديم و اطاعت كرديم.» آنگاه دسته اي از ايشان پس از اين (اقرار) روي بر مي گردانند، و آنان مؤمن نيستند.[6]
امام علي ـ عليه السّلام ـ نيز با همين بيان مي فرمايد: «كسي كه به دستورات الهي عمل كند، فقط او است كه مؤمن است.»[7]
بنابراين از نظرگاه اخلاق اسلامي ادّعاي ايمان بدون پايبندي به دستورات الهي، گزاف و دورغين است؛ مگر آنكه فرد مؤمن قدرت و فرصت عمل را نداشته باشد.
6 . اسباب ايمان
در متون ديني از عوامل مختلفي به عنوان موجبات پيدايش، ثبات و كمال ايمان نام برده شده است. بخشي از آنها ماهيت معرفتي دارند؛ مانند علم، عقل و فقاهت در دين كه مقدمات نظري ايمان را فراهم مي سازند و در علم كلام فراهم مي آيند. دسته اي ديگر نوعي صفت و ملكه نفساني هستند؛ مانند تقوا، دوستي و دشمني در راه خدا، صبر،حلم، توكّل، رضا و ... .
پاره اي نيز مربوط به حوزة رفتار آدمي اند؛ مانند انفاق، اهتمام به نماز، احسان به ديگران، خودداري از گناهان و ... .
اين كه معارف نظري خاص ـ مانند فقاهت در دين، صفات مختلف نفساني و اعمال و رفتارهاي شخصي انسان ـ مي تواند در ايمان آفريني و تثبيت و تكميل آن مؤثر باشد، منافاتي با اين حقيقت ندارد كه ايمان به نوبة خود زمينة انجام عمل صالح را فراهم ميآورد و موجبات پيدايش بسياري از صفات و ملكات نيكوي نفساني است، و حتي باعث پيدايش برخي معارف نظري در انسان مي گردد؛ زيرا ميان حوزه هاي سه گانة وجود آدمي، تأثير و تأثر متقابل برقرار است. بنابراين ايمان به عنوان يك حالت نفساني روشنگر، هم بر روي حوزه هاي ديگر تأثير مي گذارد و هم از آنها تأثير مي پذيرد.
7 . آثار و فوايد ايمان
اين آثار و فوايد همانند اسباب و موجبات ايمان، هم ماهيت علمي دارند، هم حالات نفساني اند و هم برخي از مقولة اعمال و رفتارند. در اين جا به پاره اي از مهم ترين آنها اشاره مي شود.
يك. آرامش روحي: يكي از بالاترين لذت ها براي انسان سكينه و آرامش رواني است. اضطراب و نگراني از بزرگ ترين دردهاي بني آدم و منشأ بسياري از انحرافات و ناكامي ها است. تلاش هاي بشري براي خلاصي از اين درد جانكاه گوياي تجربه هاي تلخي در اين باره است. خداوند رسيدن به ساحل آرامش و سكون را در ساية ايمان ميسّر مي داند؛ در آن جا كه مي فرمايد:
« هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدادُوا إِيماناً مَعَ إِيمانِهِمْ... »
او است آن كسي كه در دل هاي مؤمنان آرامش را فرو فرستاد تا ايماني بر ايمان خود بيفزايند.[8]
« أَلا إِنَّ أَوْلِيآءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ... »
آگاه باشيد كه بر دوستان خدا نه بيمي است و نه آنان اندوهگين مي شوند؛ همانان كه ايمان آورده و پرهيزگاري ورزيده اند.[9]
در بياني رساتر آرامش و اطمينان خاطر را در پرتو زندگي با ذكر و ياد خود قابل تحصيل مي داند و اعلام مي دارد:
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ »
همان كساني كه ايمان آورده اند و دل هايشان به ياد خدا آرام مي گيرد. آگاه باش كه با ياد خدا دل ها آرامش مي يابد.[10]
دو. روشن بيني: از نظر قرآن ايمان موجب روشن بيني و بصيرت انسان در مقام تشخيص حق از باطل مي گردد. آن جا كه مي گويد:
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً... »
اي كساني كه ايمان آورده ايد، اگر از خدا پروا داريد، براي شما (نيروي) تشخيص (حق از باطل) قرار مي دهد.[11]
از سوي ديگر افراد فاقد ايمان را كور و نابينا مي داند:
« إِنَّ الَّذِينَ لا يؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَيَّنَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ يَعْمَهُونَ »
كساني كه به آخرت ايمان ندارند، كردارهايشان را در نظرشان بياراستيم (تا هم چنان) سرگشته بمانند.[12]
از مقايسة دو آيه بالا مي توان فهميد كه ايمان و تقوا از يك سو موجب زدودن خودپسندي ها و خودخواهي ها است و از سوي ديگر با اتصالي كه به نور الهام و هدايت الهي دارد، به روشن بيني مي انجامد.[13]
سه. توكل به خداوند: يكي از ملكات نفساني نادر و ارزشمند كه از اركان زندگي سعادتمند و لذت بخش است، توكّل و اعتماد به پروردگار است. در ساية اين حالت، بسياري از دغدغه ها از وجود آدمي رخت بر مي بندد و طوفان هاي سهمگين حوادث سر فرود مي آورند.
امام علي ـ عليه السّلام ـ مي فرمايد:
ايمان بنده راست نباشد، جز آنگاه كه اعتماد او بدانچه در دست خدا است بيش از اعتماد وي بدانچه در دست خود او است، باشد.[14]
چهار. بركات دنيوي: در قرآن كريم آمده است: «و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتي از آسمان و زمين برايشان مي گشوديم.»[15]
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . ر.ك: بيهقي، شعب الايمان،ج 1، ص 257، ح 278.
[2] . سورة بقره، آيه 285. همچنين ر.ك: سورة بقره، آية 136 و سورة آل عمران، آية 84.
[3] . سورة مائده، آيه 3.
[4] . جهت اطلاع جامع در اين باره ر.ك: علامة اميني: الغدير.
[5] . سوره كهف،آية 88. همچنين ر.ك: سوره طه، آية 82، سورة فرقان، آية 70،سورة قصص آيه 67، سورة انفال،آيات 3 و 4، سورة نساء آيه 65 و سوره نور، آيه 51.
[6] . سوره نور، آيه 47.
[7] . كليني، كافي، ج 2، ص 38، ح 4.
[8] . سوره فتح، آيه 4.
[9] . سوره يونس، آيه 62 و 63. همچنين ر.ك: سورة مائده، آيه 69.
[10] . سوره رعد، آيه 28.
[11] . سوره انفال، آيه 29.
[12] . سوره نمل، آيه 4.
[13] . ر.ك: علامه طباطبايي: الميزان، ج 15،ص 34؛ مكارم شيرازي، ناصر، تفسر نمونه، ج 7، ص 140.
[14] . نهجالبلاغه، حكمت 310.
[15] . ولو أنّ اهل القري آمنوا و اتّقوا لفتحنا عليهم بركات من السّماء و الأرض. (سوره اعراف، آيه 96.)
احمد ديلمي و مسعود آذربايجاني ـ اخلاق اسلامي، ص 65
منبع : مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه لینک های مرتبط : ایمان ( قسمت اول ) ایمان ( قسمت سوم )
|
|
|
 | | | | |
| |